حرکت موتور اقتصاد کشور، در گرو مشارکت مردم است ، درعین حال دولت هم وظایف مهّمی دارد. یعنی هم قوه ی مجریّه، هم قوه ی مقنّنه و هم قوه ی قضائیّه به عنوان دولت جمهوری اسلامی ، وظایفی دارند که اگر این وظایف را دولت عمل نکند جهش تولید صورت نخواهد گرفت
《رهبر معظم انقلاب 》
تصور کنید قصد دارید با قطار از تهران (مبدا) به مشهد (مقصد) بروید ،
شما به عنوان یک مسافر ، از باجه بلیط مربوطه را اری کرده ، در موعد معین ، در کوپه خود جای خواهید گرفت و منتظر خواهید نشست تا سوت حرکت قطار به صدا در آید.
این قطار یک راننده دارد و بر روی مسیر ریل گذاری مشخصی حرکت می کند که از قبل توسط گروهی از کارگران احداث گردیده اند.
اگر ملت ایران را به این قطار تشبیه کنیم ، درک مطلب فوق رهبری ساده تر می شود.
انقلاب اسلامی ایران از بهمن ماه سال ۵۷ به عنوان مبدا شروع ، آغاز به حرکت به سوی مقصد نهایی که ان شاء الله ظهور حضرت حجت (عج) است کرد.
جایگاه رهبری به عنوان کسی که افق های پیش روی امت را تبیین می کند مانند همان باجه بلیط است مبدا حرکت و مقصد را نشان می دهد ، وسیله های نقلیه رفتن از مبدا به مقصد را نشان می دهد و مزایا و معایب هر یک را شرح می دهد.
رئیس جمهور مانند راننده قطار است و وظیفه دارد مسافران قطار را به مقصد برساند.
اگر قطار بر ریل درست قرار گرفته باشد راننده قطار چه حرفه ای چه آماتور زود یا دیر قطار را به مقصد می رساند.
حال اگر راننده یا همان شخص رئیس جمهور حرفه ای باشد با مهارتی که دارد قطار و مسافرانش را با کمترین آسیب (خرابی قطار ، حمله به قطار و .) به مقصد خواهد برد ولی اگر راننده حرفه ای نباشد طبیعتا در مواجه با حوادث غیر مترقبه پیش رو ضعیف عمل کرده و قطار دیرتر از موعد خود به مقصد خواهد رسید.
البته این در صورتی است که قطار بر ریل درست قرار گیرد در غیر این صورت ، هر چند راننده حرفه ای و کار بلد باشد نمی تواند قطار را به مقصد تعیین شده برساند.
سوال این است چه کسی چه کسی قطار را بر ریل درست قرار می دهد؟جواب مجلس است. قوانینی که در مجلس به تصویب می رسد حکم همان ریل گذاری را دارد، چنانچه این قوانین درست تصویب شود رئیس جمهور به عنوان راننده لوکوموتیو ملزم است بر مسیر صحیح پیش برود و اگر این قوانین صحیح نباشند قطار از مسیر اصلی حرکت منحرف شده به مقصد تعیین شده نخواهد رسید.
فرض کنید شما مسافر این قطار هستید ، طبیعتا این قطار طیف گسترده مسافران را در خود جای داده است که برخی به دلایلی موجب آزار و اذیت دیگر مسافرین می گردند اینجا این وظیفه مامور امنیتی قطار (قوه قضاییه) است که با فرد خاطی برخورد کرده ، او را از بقیه جدا و در صورت لزوم از قطار پیاده کند.
خوب است اکنون جایگاه مردم را نیز مشخص کنیم. توجه داشته باشید این قطار بر ریلی حرکت می کند که از قبل توسط کسی یا کسانی ساخته شده است.
نقش مردم دقیقا نقش همان سازندگان ریل های قطار است. اگر خطوط این ریل ها از جنس ماده اولیه مرغوب باشد و به درستی به هم پیوند یافته و احداث شده باشند قطار مسیر طبیعی خود را از مبدا به مقصد پی می گیرد. این ریل گذاری همان انتخاب های اصلح ملت در انتخاب های مختلف است.
اگر بخواهیم قطار حرکت یک ملت به سلامت به مقصدِ هدفش برسد لازم است تمام ارکان یک جامعه درست و هماهنگ با هم کار کنند.
حقیقت دارد که انسان بی نهایت طلب است؛
هر چیزی را در حد کمالش می خواهد؛
سیری ناپذیر و همواره در طمع آرزوهای جدید ، از سویی به سویی در تکاپو است؛
و جز لحظاتی بسیار اندک، همواره حس می کند هنوز تمام آنچه می خواهد فرسنگ ها از او دور است.
باید قبول کرد این دویدن ها هرگز تمامی ندارد مگر آنکه بپذیری:
ارزشمند ترین دارایی هستی بیکرانِ این خدای سخاوتمند؛
نه آن بهترین های دنیای مادی که هر چه به دست آوری بهترینش را در جستجویی؛
که آرامش محض یک قلب بزرگ دست کشیده از این رقابت های نفس گیر است.
بپذیر یک ذهن خالی از مشغله ، تشویش ، نگرانی ؛
یک قلب مملو از عشق ، محبت ، مهربانی ؛
یک بدن سالمِ به دور از هر ناخوشی ؛
این ارزنده ترین ارمغان هستی است .
که می توانی با داشتنش از جهانی بی نیاز ، احساس خوشبختی تمام کنی.
رهبری فرمودند شکوه و جلال آمریکا همچون کشتی تایتانیک غرق خواهد شد .
آیا رهبری پیشگویی کردند یا واقع بینانه تحلیل نمودند؟
،
ایالات متحده آمریکا یا به قول خودشان کدخدای دهکده جهانی یک سال پس از سربازِ فرمانده دارد غرق می شود آن هم نه آرام آرام که سریع و نفس گیر.
،
۱۹۷۹ وقتی خورشیدِ انقلاب از ایران طلوع نمود افول طاغوت شروع گردید و این خورشید همچنان که آرام بالا می آید یک به یک تاریکی های پیش رویش را در کام خواهد کشید.
،
آمریکا این تمثیلِ ظلمت ، تعبیر واضحی از کشتی تایتانیک است یک سازه عظیم و غیر قابل رقیب که سازندگانش را مغرورق دریای تکبرشان نمود.
،
آمریکای امروز در نهایت مستانگی قدرت نظامی و رسانه ای خود از درون در حال فروپاشی است و هزینه های هنگفت رسانه ای و تجهیزات مدرن جنگ افروزی هرگز یارای مقابله با این موریانه رخنه کرده در درونش نخواهند بود.
،
آشوب ها ، درگیری ها ، اغتشاشات و آنچه اعتراضات مدنی گفته میشود تازه آغاز فصل جدید آمریکای رو به افول است و دیر یا زود این مدعی نه از بیرون که از درون خانه خودش و توسط مردم خودش خُرد خواهد شد.
،
این یک توهم ، پیشگویی یا رویا نیست یک تحلیل واقع گریانه از آن چیزی است که رهاورد تصمیمات و عملکرد های دولتمردان آمریکا و کنش های جریان های مقابلشان است.
،
آنچه اکنون جریان دارد ماحصل حماقت یک باز است که جریانی از آب گل آلود برای صیادی پدید آورده است . حال این صیاد میخواد رقیبی دیرینه چون روسیه یا چین باشد یا ایرانی که پس از یک سال در پستو ضربه زدن آشکارا در پی انتقام سخت فرمانده شهیدش برآمده.
،
اما یک چیز واضح است ، حماقت آن احمق قطعا موجب تسریع زوال آمریکا خواهد گردید.
،
،
اینجاست که کلافه و عصبانی میشی و به خودت میگی : بابا ولش کن دیگه فایده نداره میندازمش دور.
،
اما یه مدت که میگذره وقتی آروم تر شدی یه نگاه میندازی دور و برت و میبینی جز همون گلوله کاموای پیچ در پیچ چیز دیگه ای واسه بافتنیت نداری .
،
پس به ناچار مجبوری بلند شی و دوباره بری سر وقتش .
توپ کامواییت رو بر میداری و اینبار با حوصله ، دقت و وسواس خیلی بیشتر از قبل شروع میکنی به باز کردن گره هاش.
،
اولش سادست کافیه فقط گره ها رو از هم باز کنی ولی جلوتر که میری به یه جاهاییش میرسی که بدجور گره خورده و چاره ای واست نمیمونه جز اینکه از همونجا نخ کاموات رو پاره کنی و سرِ آزادش رو به مابقی کاموات گره بزنی.
،
ممکنه چند ساعتی درگیر این کار بشی ولی وقتی کارت تموم شد و گلوله مرتب کاموات رو تو دستهات دیدی اونوقته که یه نفسِ عمیقِ حاکی از آسودگی میکشی.
،
زندگی شبیه همین گلوله پیچ خورده کامواست . گاهی وقتا اونقدرا پیچیده میشه که عصبی و کلافت میکنه و دلت میخواد ازش فرار کنی .
،
اما یه مدت که گذشت ، وقتی آروم شدی ، موقعی که نشستی و منطقی به این یه بار شانسِ زندگی که بهت داده شده فکر کردی ؛ زورت میاد این گلوله در هم تنیده زندگیت رو همینجوری ول کنی.
،
این میشه که میشینی با خودت خلوت میکنی و سعی میکنی سرِ گره زندگیتو پیدا کنی بعد آروم آروم شروع میکنی به باز کردن گره های بعدی.
،
یه قسمت هایی رو که دیگه درست نمیشه مجبوری ببری و دور بندازی یه جاهاییش رو که میشه با یه گره کوچولو حفظ کرد نگه میداری و همینجور ادامه میدی تا آخر سر.
،
اینو باور داشته باشه گلوله پیچ و تاپ خورده زندگیت هر چقدرم که پیچیده باشه برابر دست های ظریف اراده تو از هم گسسته میشه مبادا بیخیالش بشی.
چون در ایام شهادت حضرت زهرا (س) هستیم قصد دارم اولین پست وبلاگ رو با کتابی در خصوص حوادث بعد از رحلت پیامبر تا شهادت حضرت زهرا (س) شروع کنم.
کتاب روشنی مهتاب نوشته استاد مهدی خدامیان آرانی کتابی با نوشتار بسیار ساده - داستانی و روان هست. نویسنده در این کتاب با شیوه ای تازه مخاطب را همراه خودش به درون تاریخ می کشاند و از نزدیک وقایع سال یازدهم هجری را شرح می دهد
ابتدای این کتاب شبهاتی که در خصوص حضرت شهادت حضرت زهرا (س) وارد است را ذکر کرده و سپس فصل به فصل با استفاده از منابع تاریخی پاسخ های مخاطب داده می شود.
توصیه می کنم حتما این کتاب را مطالعه نمایید.
جهت دانلود کتاب روی لینک زیر کلیک نمایید.
درباره این سایت